السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
583
تفسير الميزان ( فارسي )
« انس » آورده ، براى اين است كه سخن از خلقت است و خلقت جن قبل از خلقت انس بوده ، به شهادت اينكه مىفرمايد : « وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ » « 1 » . و عبادت غرض و نتيجه اى است كه عايد فعل خدا مىشود ، نه عايد فاعل كه خود خدا باشد ، به همان بيانى كه گذشت . و از اينكه در آيه شريفه به وسيله نفى و استثناء ، غرض را منحصر در عبادت كرده فهميده مىشود كه خداى تعالى هيچ عنايتى به آنان كه عبادتش نمىكنند ندارد ، هم چنان كه گفتيم آيه شريفه « قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ » به آن تصريح مىكند . * ( « ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ » ) * كلمه « اطعام » به معناى دادن طعام به كسى است كه آن را بچشد و بخورد ، در قرآن كريم فرموده : « وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ » « 2 » و نيز فرموده : « الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ » « 3 » و بنا بر اين ، ذكر اطعام بعد از رزق ، از قبيل ذكر خاص بعد از عام است كه معمولا در جايى به كار مىرود كه گوينده نسبت به خاص عنايتى بيشتر دارد . و در اينجا خداى تعالى خواسته است در بين همه انحاء رزق عنايت بيشتر خود را نسبت به طعام بفهماند و اين بدان جهت است كه احتياج به طعام خوردن و سوخت بدن را تامين كردن ، از ساير حوائج انسان وسيعتر است ، و ساير حوائجش به آن اهميت نيست ، زيرا بدن همواره سوخت و سوز دارد ، هر طعامى كه مىخورد وقتى مىخورد كه گرسنه است ، و بعد از خوردن هم آن را دفع نموده ، دوباره گرسنه مىشود . بعضى از مفسرين « 4 » گفتهاند : منظور از رزق ، روزى دادن بندگان به بندگان است ، مىخواهد بفرمايد : من از بندگانم نه مىخواهم كه بندگان را روزى دهند ، و نه اينكه به خود من چيزى اطعام كنند . بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : مراد از اطعام تقديم طعام به درگاه خدا است ، آن طور كه يك برده طعامى را نزد مولايش ، و يك خدمتكار طعامى را نزد مخدوم خود مىبرد ، مىخواهد بفرمايد : من نمىخواهم بندگانم براى من رزقى تحصيل كنند ، و نيز از ايشان نمىخواهم كه
--> ( 1 ) جن را قبل از اين از نار سموم آفريديم . سوره حجر ، آيه 27 . ( 2 ) خدايى كه به من اطعام مىكند و مرا سيراب مىگرداند . سوره شعراء ، آيه 79 . ( 3 ) خدايى كه به آنان كه همه گرسنه بودند طعام داد . سوره ايلاف ، آيه 4 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 22 . ( 5 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 23 .